روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
420
شرح شطحيات ( فارسى )
وجود او بريّت اوست ، يعنى جسد خانهء دلست نه از وجه خليقت ، « 1 » چنانك قايل گويد « بيتى و مسكنى » . در تمام كلام پيدا كرد كه خاك من بعد از قتل من و سوختن من بردارند ، و بر دجله بيفشانند . آنگه هر ذرّهئى از من از كوهها گران عظيمتر باشد ، زيرا كه من « 5 » محو تجلّىام ، و مقتول بسيف « تدلى » « 6 » ، محترق نيران كبريا و قدمام . ( 757 ) محلّ اين كرامتها در حرمت عظيمترست از آسمان و زمين . حديث « لم يسعنى السماوات » به ياد دار . چنان عاشقى كشتهء عشق كه ديد ؟ چنان محبّى سوختهء محبّت كه شنيد ؟ كالبدى بنور فطرت از راه صفوت دست قدرت در به دو ازل سوى او باريد . عجايب ملك لايزالى در گل گلشن مخمّر كرد . از بحر حيات قدم آن گل را آب داد ، زيرا كه چون بشكفت ، شاخ محبّت با شاخ عشق بپيوست . بر سر آن غصن مقدّس عندليب « أنا الحقّ » بنشست . همى جهانيان را خبر مىداد كه « إِنِّي أَنَا اللَّهُ . » « 13 » كجائى تو از جسم مقدور ؟ كه از مخائل حلول جسم كون پيراهن فعلست ، در فعل بديههء صفتست ، صفات شرق عالم قدس شمس قدم است . اگر هيچ معشوق را بىپروانهاى را بديدى ، در همهء مواقع افعال او را بازيابى . چون ببينى او را ، از لذّت عشق و رؤيت جمال از مرسوم علم و عقل فارغ آيى . شرك تو توحيد شود ، و توحيد شرك . بيت چون خدايت به دوستى بگزيد * چشم شوخ تو ديد بىهمه ديد
--> ( 1 ) وجه خليقت SM : وجه الخلقية A ( 5 ) من M : - S ( 6 ) تدلى : سورهء 53 ( النجم ) آيهء 8 ( فتدلى ) ( 13 ) إِنِّي أَنَا اللَّهُ : سورهء 28 ( القصص ) آيهء 30